ميرزا حسن حسينى فسايى

171

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

گفتار دويم در بيان صفحهء فارس از شهر شيراز و اعيان و بقاع « 1 » و بساتين « 2 » آن شهر و بلوكات و ايلات و كوهها و چشمه‌ها و رودخانه‌هاى مملكت فارس . [ وقايع رحلت حضرت رسول ( ص ) ] ببايد دانست كه اول ناحيه از نواحى فارس كه در تحت اقتدار مسلمانان درآمد جزيرهء بحرين « 3 » است كه در درياى فارس « 4 » افتاده ، در سال دهم از هجرت ( حضرت خير الانام « 5 » محمد بن - عبد اللّه « 6 » عليه و آله الصلاة و السلام « 7 » از مكهء معظمه به - مدينه طيبه ) جارود بن عمرو عبد القيس « 8 » نصرانى با قبيله عبد القيس از جزيره بحرين به مدينه طيبه رفته به دست بوسى جناب خاتم الانبياء ( ص ) مشرف گشته به شرف اسلام رسيد و علم دين مسلمانى را بياموخت و حضرت ختمى مرتبت ( ص ) علاء بن حضرمى « 9 » را كه از زمره صحابه بود مأمور فرموده ، با جارود بن عمرو روانه بحرين گرديد و بعد از ورود آنها ساير قبيله‌هاى بحرين مانند قبيله بكر بن وائل و قبيله ذريعه مسلمان شدند . در اواخر ماه صفر يا اوائل ماه ربيع الاول سال 11 هجرى خاتم الانبيا محمد بن - عبد اللّه صلوات اللّه عليه و آله كالبد عنصرى مبارك را به‌جا گذاشته اعلى عليين را مشرف داشت و

--> ( 1 ) . بقاع جمع بقعه به معنى : خانه‌ها و سراىها . ( 2 ) . بساتين جمع بستان است به معنى : باغها و بوستانها . ( 3 ) . ناحيتى است با مردم بسيار و شهرها و دهها و جايهاى آبادان . ( حدود العالم ، ص 169 ، چاپ ستوده ) . ( 4 ) . ( چهارم خليج پارس خوانند از حد پارس برگير با پهناء اندك تا به حدود سند . . . ) . ( حدود العالم ، ص 12 ، چاپ ستوده ) . ( 5 ) . لقب حضرت پيغمبر به معنى : بهترين مردم . ( 6 ) . محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف مكنى به ابو القاسم . ولادت در 571 ميلادى . نام مادر آن حضرت آمنه و پدر او عبد اللّه بود و روز تولد آن حضرت را دوازدهم و به روايتى هفدهم ربيع الاول گفته‌اند . پدر آن حضرت پيش از ولادت وى و مادرش در شش سالگى او درگذشتند و سرپرستى محمد ( ص ) را ابتدا جد وى عبد المطلب و سپس عمويش ابو طالب عهده‌دار گشتند . حضرت محمد ( ص ) در 25 سالگى با خديجه ازدواج كردند و در چهل - سالگى در هنگامى كه حضرت محمد ( ص ) در غار حراء نزديكى مكه به عبادت مشغول بودند به پيغمبرى برگزيده شدند و آن حضرت ابتدا خويشان خود را به مسلمانى فراخواندند و سپس آشكارا به دعوت پرداختند و چون مشركان قريش به آزار ايشان برخاستند در سال 13 بعثت خود از مكه به مدينه مهاجرت فرمودند و در طول اقامت در مدينه با قبايل عرب جنگيدند و به سال يازدهم هجرت درگذشتند . ( 7 ) . جمله دعائى به معنى : ( بر او و خاندانش درود و سلام باد ) . ( 8 ) . جارود بن عمرو بن عبد القيس كه ابن اثير او را جارود بن معلى عبدى مىخواند از ياران حضرت پيغمبر بود كه تا هنگام وفات رسول اللّه در نزد ايشان بود و از ثابت‌قدمان اسلام به‌شمار مىآمد و در حمله به پارس كشته شد . ( كامل التواريخ ، ج 1 ، ص 77 و 370 ) . ( 9 ) . بنا به قول حمد اللّه مستوفى ، علاء ابن عبد اللّه حضرمى از حضرموت و مردى شجاع بود كه فتوح بسيار كرد . ( تاريخ - گزيده ، ص 239 ) ، و يكى از هشت نفر فرستادگان رسول خدا به نواحى مختلف بود . او به نزد منذر در بحرين فرستاده شد . ( مجمل التواريخ ، ص 249 ) ابو بكر او را به اميرى بحرين منصوب كرد ( كامل التواريخ ، ص 43 ) ، و او اتباع منذر را از محاصره نجات داد ( كامل التواريخ ، ص 77 ) ، در زمان عمر از امارت بحرين عزل گرديد ( همان كتاب ، ص 369 ) ، و قدامة بن مظعون بجاى او منصوب شد ولى بعدا بار ديگر به امارت بحرين مستقر گرديد و به جنگ با مرتدين پرداخت و پيروز شد و سپس به ايران تاخت و لشكريان خود را به چند دسته تقسيم نمود و گروهى را به سردارى جارود بن معلى و گروه ديگرى را به فرماندهى خليد بن منذر با كشتى به سوى ايران فرستاد و اين سپاه تا استخر پيش رفتند ولى هر دو كشته شدند . خود علاء در دوره خلافت عمر درگذشت به مرز ساس از زمين بنى تميم . ( كامل ، ص 239 ) .